به گزارش مشهدپیام، در ۲۴ اسفند ۱۳۲۸ نخست‌وزیر ساعد مراغه‌ای با انتشار بیانیه‌ای شناسایی دوفاکت‌های اسرائیل، به معنای ایجاد روابط در سطح پایین سیاسی را رسما اعلام می‌‌کند.

دو سال بعد با تصمیم دکتر مصدق شناسایی دوفاکت‌های اسرائیل مسکوت گذاشته می‌شود ولی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و بازگشت محمدرضا پهلوی به قدرت، زمینه گسترش مناسبات با اسرائیل را فراهم می‌آورد، روابطی محرمانه است و مردم از آن بی‌خبر هستند.

علت روابط پنهان آشکارا به عقاید دینی بازمی‌گردد، شاه با نوعی واقع‌بینی جانب‌داری همیشگی ملت ایران را از افراد مظلوم و نفرت آن‌ها از صهیونیست‌ها را درک می‌کند و حاضر نیست با آشکار کردن روابط خود با صهیونیست‌ها، اصطلاحا تیشه به ریشه خود بزند.

سپهبد عبدالله آذربُرزین، معاون عملیاتی و جانشین فرماندهی نیروی هوایی در دوره پهلوی در خصوص روابط ایران و اسرائیل می‌گوید: هواپیمای اسرائیلی برای ملاقات به تهران می‌آمد و برای اینکه دیده نشوند شب به تهران می‌آمدند و به قسمت نیروی ویژه می‌رفتند تا کسی آن‌ها را نبیند.

درباره سفرهای مخفیانه مقامات اسرائیلی به تهران، اسدالله علم، وزیر دربار نیز خاطرات متعددی دارد و او در شش جلد خاطرات خود بارها از سفر موشه‌دایان، بن‌گوریان، اسحاق رابین و دیگر مقامات رژیم صهیونیستی به ایران سخن می‌گوید.

او در قسمتی از کتابش می‌نویسد: ۱۹ آذر ۱۳۵۳ قرار است شاه اسحاق رابین، نخست وزیر اسرائیل را به حضور بپذیرد، من همه تذکرات لازم را دادم و ارتشبد نصیری را برای استقبال به فرودگاه فرستادم و به گارد دستور دادم که چطور رابین را بدون ایجاد سوء ظن به کاخ بیاورند، حتی خدمتکاری را که برای رابین انتخاب کردم، آدمی بود که حماقت او حد و حصر نداشت و محال بود که رابین را بشناسد.

در مصاحبه‌ای تلویزیونی در جواب سوال خبرنگار که می‌پرسد: «گزارش‌هایی وجود دارد که موشه‌دایان وزیر خارجه وقت اسرائیل به ایران آمده است تا با شما گفت‌وگو کند آیا می‌توانید راجع به این گزارش‌ها توضیح دهید»، پهلوی دوم می‌گوید: «گزارش‌های زیادی است که این روزها منتشر می‌شود و اگر ما بخواهیم برای آن‌های توضیح بدهیم، خودمان بیانیه صادر می‌کنیم».

خبرنگار در ادامه می‌پرسد: «می‌توانید بگویید که آیا هیچ برنامه‌ای وجود دارد، موشه‌دایان برای گفت‌وگو به نزد شما بیاید» و شاه در ادامه با کمی تفکر و تکان دادن سَرِ خود می‌گوید: «الآن نه!».

در آن زمان صهیونیست‌ها در حمله به مناطق و اردوگاه‌های فلسطینی و کشتار زنان و کودکان، خشونتی مافوق تصور به خرج می‌دهد و دیر یاسین و کَفَر قاسم دو نمونه از جنایت باورنکردنی اشغال‌گران در تاریخ به ثبت می‌رسد.

سفرهای دربار به اسرائیل، کاملا محرمانه!

حکومت پهلوی برای پنهان ماندن روابط با صهیونیست‌ها پروتکل تشریفات اسرائیل را تغییر می‌دهد، به گونه‌ای بر اساس توافق دوجانبه سفر مقامات دربار به اسرائیل نیز کاملا محرمانه می‌ماند.

دکتر علی‌نقی عالی‌خانی، وزیر اقتصاد پهلوی، رئیس اداره کل خارجی ساواک و رئیس دانشگاه تهران، در این خصوص سفر محرمانه به اسرائیل در آن زمان می‌گوید: «ما یک سفر واقعا محرمانه به اسرائیل کردیم، به این معنا که با هواپیمای نظامی (چون با هواپیمای عادی نمی‌شد برویم) به آبادان رفتیم و از آنجا شبانه از مسیر خط لوله عربستان سعودی به مدیترانه، تا رسیدیم به منطقه‌ای چراغانی که به نظر اورشلیم بود، همان نیمه شب از هواپیما پیاده شدیم و بعد از پیاده شدن ما، آرم و علامت هواپیما را پوشاندند تا دیده نشود و ما را به خانه یکی از ثروتمندان آنجا بردند و آن خانه تخلیه شده بود برای اینکه کسی نفهمد که ما آنجا هستیم.

از روز بعد نیز با تمامی مسئولان از قبیل سرویس اطلاعات اسرائیل، وزیر بازرگانی و دارایی و کارشناسان آن‌ها دیدار کردیم.»

او در ادامه می‌افزاید: «ما شبانه به ایران برگشتیم و بختیار که با ما بود از فرودگاه که صبح بود مستقیم به دیدار شاه رفت».

روابط با صهیونیست‌ها اگرچه محرمانه است ولی برای شاه اهمیتی راهبردی دارد، برای همین نتایج سفر مقامات دربار به اسرائیل باید بلافاصله به اطلاع او برسد.

مخفی‌کاری پهلوی در روابط با صهیونیست‌ها تنها به دایره توده‌های مردم محدود نمی‌شود، دفاع از روابط با اسرائیل به گونه‌ای دشوار است که محمدرضا پهلوی ترجیح می‌دهد قراردادهای همکاری با اسرائیل در مقاطعی از چشم سران رژیم نیز پنهان بماند.

البته روابط اقتصادی و به ویژه نفتی شاه با اسرائیل بعدها به گونه‌ای گسترده می‌شود که پنهان کردن آن از دید مدیران میانی امکان‌پذیر نیست.

روابط نفتی ایران و اسرائیل بعدها، جنبه راهبردی به خود می‌گیرد، در واقع اسرائیل با نگرانی دائم از تسلط مصر بر کانال سوئز به دنبال راه فراری از این بن‌بست سیاسی‌اقتصادی است و دربار و تل‌آویو برای این مشکل توافقی راهبردی امضاء می‌کنند.

خدمات ویژه اسرائیلی‌ها به شاه

روابط اسرائیل و پهلوی‌ها علاوه بر ابعاد اقتصادی و به ویژه نفتی، در جوهره خود بر ابعاد سیاسی و امنیتی استوار است،  از بُعد سیاسی محمدرضا پهلوی، اسرائیلی‌ها را عاملی کنترل‎‌کننده به شمار می‌آورد.

کمک‌های نفتی، اطلاعاتی و تسلیحاتی پهلوی به تل‌آویو در جنگ با اعراب، از این منظر معنای حقیقی و راهبردی می‌یابد و این واقعیتی است که بسیاری از مطلعین آن روزها به آن اذعان دارند.

اسرائیلی‌ها در مقابل کمک‌های شاه خدمات ویژه‌ای به وی ارائه می‌دهند، تلاش برای استبداد جاری در کشور و ترسیم چهره‌ای دموکرات از پهلوی در جهان از جمله این خدمات وِیژه بوده است و دست‌نوشته‌های روزانه اسدالله علم در این زمینه نکات ظریفی دارد: «به اعلیحضرت عرض کردم، اسرائیلی‌ها می‌آیند که مذاکرات مربوط به تبلیغ برای شاه را شروع کنند، سوالات کلی ولی اساسی از ما کردند می‌خواهیم چه تصویری و از چه راهی از خود در دنیا به جا بگذاریم، کتاب، جراید، تلویزیون، دانشگاه و غیره. به شاه عرض کردم شما می‌خواهید خود را دموکراتیک معرفی کنید یا چیز دیگری؟ اگر اجازه می‌فرمایید بگوییم: (دموکرات) فرمودند: (همین خوب است)».

لابی صهیونیست‌ها علاوه بر تلاش برای ترسیم چهره‌ای دموکرات و پیشرو از محمدرضا پهلوی برای گسترش روابط تهران با واشنگتن در تلاش است.

وزیر اقتصاد حکومت پهلوی در سفر به آمریکا از لابی صهیونیسم کمک فراوانی می‌گیرد و تل‌آویو تحکیم روابط تهران-واشنگتن را در چارچوب منابع خود ارزیابی می‌کند.

انتهای پیام/

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد